تعليم و تربيت فرزند ، آماده سازي او براي زندگي در اجتماع و تعقيب اهداف الهي جامعه است . كانون خانواده نخستين نهاد اجتماعي است كه كودك در آن پرورش مي يابد و مي آموزد كه چگونه رفتار اجتماعي داشته باشد . در محيط هاي اجتماعي نظير مهد كودك ، نهادهاي ديگري به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزايش سن كودك به مرور از نقش خانواده ها كاسته و بر نقش اين كانون ها در الگودهي به شخصيت كودك افزوده مي شود . مهد كودك براي بچّه ها عموماً جذابيتي بيش از خانه و خانواده دارد و نيز نقشي بسيار اساسي و مهم در تربيت كودكان ايفا مي كند . تأثير پذيري كودكان در مهد كودك به مراتب بيشتر از خانه و خانواده است . اگر مربيان ، افرادي آموزش ديده ، كارآمد و متخصص در زمينه تربيت كودكان باشند ،خواهند توانست به بهترين شكل ممكن كودكان را تربيت كنند . از سوي ديگر بنا به گزارش مؤسسه ملي ” بهداشت و توسعة رفتار كودكان ” بچّه هايي كه بين سال هاي دوم تا چهارم زندگي در مهد كودك هستند نسبت به ساير كودكان، آموزش زبان و حافظه بهتري دارند ، لذا بر آن شديم مقاله اي تحت عنوان ” نقش مهد كودك و پيش دبستاني در تربيت كودكان ” را به همكاران و والدين عزيز تقديم نمائيم . ظهور مراكز پيش دبستاني :وظيفه آموزش اين است كه ذهن هاي خالي را به ذهن هاي باز تبديل كند نه به ذهن هاي پر . افلاطون در حدود قرن سوم قبل از ميلاد معتقد بود : آموزش در دوران اولية كودكي امري اجتماعي است و بايد در اين سنين كودكان را از والدين شان جدا كرد و جهت مراقبت و تعليم به مؤسسات اجتماعي سپرد .

ظهور مراكز پيش دبستاني و مهد كودك ها حاصل تحقيقات و مطالعات بزرگان تعليم و تربيت چون ديويي در آمريكا ، كلاپارد در سوئيس ، مونته سوري در ايتاليا و دكرولي در بلژيك و … مي باشد كه همگي از آموزش سنتي انتقاد كرده و در آموزش و پرورش جديد بر اساس شناخت عالم كودكي هم رأي و هم صدا بودند . هم چنين تحقيقات لورنر مطرح كرد : تمرين و آموزش بايد در زمان معين و مشخصي صورت گيرد و مسالةدوران حساس را در رشد انسان عنوان كرد و اين كه زمان ،  عامل پديد آمدن دوران حساس است ، يعني كودك را بايد در زمان مناسب وقتي كه برخوردهاي محيطي بيشترين تأثير را در شكوفايي استعدادهاي ذاتي كودك مي گذراند آموزش داد . اما وقتي بنجامين بلوم بيان كرد كه ۵۰% رشد هوشي بين تولد تا ۴ سالگي ، ۳۰% بين ۴ تا ۸ سالگي و ۲۰%  از ۸ تا ۱۷ سالگي مي باشد و محيط سرشار و غني فرهنگي در افزايش رشد هوشي تأثير بسزايي دارد و با بزرگ شدن كودك ، محيط تأثير پذيري خود را از دست مي دهد ، اهميت توجه به آموزش و پرورش پيش از دبستان بيش از گذشته مطرح شد . اين مراكز با اهداف مشخص تأسيس شده اند ،هر چند كه هدف كلي آموزش و پرورش رسانيدن انسان به فلاح و قرب به خدا است . اما در آموزش و پرورش پيش از دبستان علاوه بر اين هدف، رشد همه جانبة كودكان مدنظر است كه‌داراي چندزيرمجموعه مي باشد و از اصلي ترين اين اهداف مي توان به توسعة مهارت هاي شناختي ، فيزيكي ، زبان شناختي ، عقلاني ، عاطفي ،اجتماعي و شخصيتي كودكان رده ۵- ۲ساله اشاره كرد . هر چند مراكز پيش دبستاني و از جمله مهد كودك ها با هدف اولية نگهداري كودكان راه اندازي شدند ، اما با گذشت زمان به نهاد آموزشي تبديل شدند ، زيرا كارشناسان متوجه شدند كه يادگيري اولية رفتارها و روابط اجتماعي ، زبان هاي خارجي ، نقاشي ، موسيقي و كارهاي دستي ، اگر از كودكي آغاز شود نه تنها بازده بيشتري در روند فراگيري دارد ، بلكه كودك را ازنظر زماني به پيش مي برد و ارزش هاي مهمي چون صداقت ،نوع دوستي ، محبت ، استقلال ، عطوفت ، سازگاري و هماهنگي با جامعه به او آموخته مي شود . وضعيت مهدكودك ها و مركز پيش دبستاني در ايران و جهان :بر اساس آخرين آمار اعلام شده از سوي سازمان ثبت احوال كشور ، ۶ ميليون و ۸۱۲  هزار و۵۵۴ كودك زير ۶ سال در كشور وجود دارد كه بايد به مراكز پيش دبستاني بروند . اين در حالي است كه در سال گذشته فقط ۴۸۱  هزار و ۷۳۸ نفر ، يعني حدود ۷ درصد اين كودكان به مهد كودك رفته‌اند و جالب اينجاست كه از اين تعداد فقط ۸/۰ درصد داراي مادران خانه دار هستند ، يعني بقيه از سر اجبار و به دليل شاغل بودن مادر ، به مهد كودك پا گذاشته اند . قرار است اين رقم تا پايان برنامة چهارم توسعه به ۲۰درصد برسد . يعني فرهنگ آموزش پيش از دبستان چنان كم رنگ در جامعه پيشرفت مي كند كه مسئولان با هزار تمهيد و برنامه ريزي اميدوار هستند كه تا سال ديگر فقط ۲۰ درصد از كودكان را به سوي محيط هاي آموزش ويژة كودكان زير هفت سال راهي كنند . اين در حالي است كه اگر چشم بر آمار عجيب و غريب كشورهاي پيشرفته ببنديم ، مي بينيم كه در كشوري نظير كوبا بيش از ۹۵ درصد از كودكان زير هفت سال تحت آموزش قرار دارند .در حال حاضر ۱۰ هزار و ۶۱۱ مهد كودك در سراسر كشور وجود دارد كه حدود ۹ هزار از اين تعداد در اختيار بخش خصوصي است . در هر حال هدف اصلي در آموزش پيش دبستاني پرورش انسان هايي با ويژگي هاي مطلوب انساني است .

 

 

اهميت و ضرورت آموزش پيش از دبستان : براساس يافته هاي روان شناسي و علوم تربيتي، سال هاي پيش از دبستان در رشد و تربيت كودكان نقش اساسي و تعيين كننده اي دارد. در اين دوران حساس و مهم، يادگيري‌كودكان عميق تر،‌ سريعتر و آسان تر انجام مي شود.توانايي هاي آنان درجنبه هاي مختلف رشد شكوفا مي شود و پايه هاي اصلي شخصيت آنها شكل مي گيرد. بر همين اساس بسياري از پژوهشگران و سياستگذاران امر آموزش، روي آموزش ها و آموزش مهارت هاي پيش دبستاني و دبستان تأكيد دارند و از اين بين تأكيد ويژة آنها بر آموزش زبان مادري ، رياضيات و مهارت هاي هوشي- هنري است .آنها معتقدند حذف آموزش مهارت هايي چون آواشناسي كلمات كه عامل مهمي جهت شناسايي درست حروف و درنتيجه كلمات است ، آموزش اطلاعات عمومي و زبان دوم و آموزش صحيح رفتارهاي اجتماعي باعث دلزدگي از ورود به مدرسه و درنهايت افت شديد تحصيلي در ميان دانش آموزان مي شود. پژوهشگران معتقدند بروز ناهنجاري هاي رفتاري- آموزشي چون ناتواني در درك مفاهيم آموزشي، بي قراري و شيطنت در كلاس، بيش فعالي، بي نظمي در انجام تكاليف يا رفتارهاي شخصي، فرار از مدرسه، تكرار پايه آموزشي (مردود شدن) و هر نوع عدم تعادل رفتاري- آموزشي ناشي از غفلت در آموزش صحيح در پايه پيش دبستاني است. درحقيقت همه كودكان نياز دارند تا پيش از ورود به مدرسه و يا بهتر بگوييم ورود به اجتماع،  آمادگي هاي لازم را كسب كرده و براي ورود به اجتماع حاضر شوند. مطالعات نشان مي دهد سرمايه گذاري صحيح در آموزش پايه پيش دبستاني و انتخاب برنامه آموزشي با كيفيت بالا نه تنها باعث افزايش آمادگي و اشتياق كودكان براي ورود به مدرسه و اجتماع مي شود بلكه به صورت خاص، تاثير بسيار مثبتي بر كودكان متعلق به خانواده هاي متوسط، کمدرآمد و يا كودكاني كه والدين آنها تحصيلات مناسب و بالايي ندارند(منظور تحصيلات دانشگاهي است) خواهد داشت.

دكتر فريده ترابي ميلاني معتقد است : همه كودكان دنيا بر اساس يك الگوي رشد ، دوران از تولد تا پنج سالگي را طي مي كنند . علاوه بر اين هر كودك به عنوان موجودي مستقل و منحصر به فرد نيز الگوي رشد خاص خود را دارد . حضور كودك در مهد كودك يا دورة آمادگي اين امكان را فراهم  مي كند تا ارزيابي دقيقي روي هر كودك انجام شود كه آيا مطابق با سن خود ، مراحل رشد را طي  مي كند يا نه ، تأخير در رشد كودكان كه مي تواند زمينه ساز عقب ماندگي آن ها را فراهم كند در اين محيط ها به سرعت شناسايي مي شود و امكان بازپروري را فراهم مي كند . به عقيده متخصصان اگر دستمان به ايده‌آل‌ها و‌آرمان‌هاي نقره فام در راه پرورش كودكان نمي رسد ، مي توانيم به حداقل ها اكتفا كنيم .دكتر منصوره پاكباز روان پزشك و متخصص علوم توانبخشي ، به مادران و پدران توصيه مي كند كه هرگز براي خود يك ايده آل دست نيافتني براي تربيت و پرورش فرزندانشان تعريف نكنند تا بتوانند با حقايق كنار بيايند . وي عقيده دارد ، توصية ما به پدر و مادرها كه به بهانه نداشتن تمكن مالي به پرورش و آموزش‌كودكان زير هفت سال بي توجهي‌مي كنند اين است كه ، چگونه هيچ كس حاضر نيست فرزند ۷ ساله خود را به مدرسه نفرستد و در هر شرايطي او را به يك مدرسه متناسب با شرايط زندگي اش مي فرستد تا سواد بياموزد پس درباره مهد كودك نيز بايد اين گونه عمل شود . شايد هنوز زمان اجباري كردن اين دوره آموزشي به دليل سازوكارهاي اجتماعي و ساختار قوانين كشور فرا نرسيده باشد ، اما خانواده ها بايد آگاه باشند كه در اين هنگام وظيفه آنهاست كه نسبت به اين موضوع در حد اجبارشان ، بر شتاب براي سواد آموزي فرزندان بايد توجه كنند و مطمئن باشند كه در همان حد هم مسؤليت به عهده دارند . از طرفي اين سؤال مطرح مي شود كه خانواده ها در ازاي سرمايه گذاري بر آموزش پيش از دبستان كودكان خود ، شاهد چه بازتابي هستند ؟ دكتر ترابي روان پزشك نيز معتقد است : متأسفانه با روند غلط برخي از مهد كودك ها ، خانواده ها صرفاً شاهد حفظ كردن چند بيت و سرود ، چند آيه و سوره و حديث يا نقاشي كردن از الگوها و شمارش از يك تا بيست به وسيله فرزندانشان پس از دوره مهد كودك هستند كه اصلاً براي آنها مطلوب نيست. ولي آنچه مسلم است‌ بررسي بولتن‌ها و مقاله هاي علمي جديد ثابت مي كند كه حتي يك مهد كودك نه چندان مطلوب و ايده آل هم بهتر از نفرستادن كودك به مهد كودك است . اگر مهد كودك ها به مكان هايي جز ” محل نگهداري ” كودكان تبديل شوند ، به عبارت ديگر به وظيفه اصلي خود كه جامعه پذيري و تربيت صحيح كودكان و نه صرف نگهداري از آنان بدل شوند ، نسل كارآمد و شايسته اي را تحويل جامعه خواهند داد . از آن جا كه رابطه كودك با دوستان و مربيان خود در مهد ، دوستانه است تأثير پذيري و الگوبرداري از آنان در قياس با محيط خانواده ، بيشتر است.  زيرا پدر و مادر با حالتي اقناعي و دستوري با كودك رفتار مي كنند، او نيز اين حالت اجبار وسلطه گري را در خانه احساس مي كند ، چرا كه دريافته است پدر و مادر ، بزرگ تر از او هستند . حتي گاهي اوقات احساس مي كند كه آنان به دليل بزرگ تر بودن به او زور مي گويند ، اما احساس كودك در مهد كودك به مربيان و همسالان خود احساس دوستانه و به دور از اجبار و زور است . به اعتقاد مربيان مهد كودك ، وظيفه مهم اين مراكز آشنا كردن كودكان با هنجارها ، ارزش هاي جامعه و آموختن رفتار اجتماعي و نيز آشكار كردن استعدادهاي نهفته در آنان است ، به طوري كه در آينده با ورود به مراكز آموزشي و هنري ، اين استعدادها هر چه بيشتر بارور شوند.در مهد كودك كودكان با فراگيري نقاشي ، شعر ، سرود ، بازي و …. با رويدادها و محيط اطراف خود آَشنا مي شوند .

 

كودك رفتارهاي مورد پذيرش در جامعه را مي آموزد، كودكاني كه دوران كودكي را در مهد مي گذرانند بهتر و راحت تر مي توانند با محيط اطراف خود ارتباط برقرار كنند و درارتباطات اجتماعي خود كمتر به مشكل برخورد مي كنند و نسبت به ديگر كودكان به مراتب ، جامعه پذيرتر هستند . مهد كودك براي كودكان به منزلة يك محيط كاملاً صميمي و دوستانه است . لذا تأثيرپذيري كودكان در مهد كودك به مراتب بيشتر از خانه و خانواده است . اگر مربيان ، افرادي آموزش ديده ،كارآمد و متخصص در زمينه تربيت كودكان باشند خواهند توانست به بهترين شكل ممكن كودكان را تربيت كنند . در مهد كودك ، گروه هاي همسال محيطي را براي كودك فراهم مي كند كه در آن خود را بشناسد . كودك از طريق اين محل هاي بازي مي آموزد كه پذيرفته شده و با ديگران شريك شود . از حقوق خود دفاع كند و به ديگران احترام بگذارد . بنابراين كودك از دنياي خود محور به مرحله اجتماعي شدن قدم مي گذارد . بر خلاف تصور اكثر افراد ، مهد كودك فقط جايي براي بازي كردن نيست بلكه كودك در آن دائم در حال يادگيري است و توانايي هاي خود را توسعه مي دهد . مثلاً وقتي او در اتاق بازي به بازي هاي نمادين مي پردازد ، اطلاعاتي درباره خانه و خانواده به دست مي آورد . نقاشي كردن و چكش كاري يا بازي با خمير به رشد عضلات بازوها و دست هاي كودك كمك مي كند كه بعدها اين امر او را در نوشتن ياري خواهد كرد . معايب مهد كودك :مهد كودك علاوه بر اين مزايا ، معايبي هم دارد . از جمله اين كه ممكن است كودك شما در خانه ناآرام شود يا پرخاشگري كند كه اين مشكل را مي توان با انتخاب يك مهد كودك مناسب و صحبت مداوم با مربيان مهد كودك جلوگيري كرد . كودكاني كه زمان زيادي را در مهد كودك به سر مي برند، غمگين و ترسو هستند اما اين مشكل تا سن آمادگي از ميان خواهد رفت . كودكاني كه اوقات خود را دور از مادر و در مهد كودك مي گذرانند ، پرخاشگرتر مي شوند و مدت زماني را كودك درمهد كودك مي گذراند هر چه طولاني تر باشد ، احتمال اين كه هنگام رسيدن به سن كودكستان پرخاشگرتر شود بيشتر است.

نيازهاي آموزشي كودكان پيش دبستاني :مركز بين المللي اهداف آموزشي آمريكا در آخرين نشست و بيانيه خود (در سال ۲۰۰۶) شاخص هايي را به عنوان ضروري ترين نيازهاي آموزشي كودكان پيش دبستاني به منظور آموزش بهتر به آنها و آماده كردن كودكان براي ورود به مدرسه به اين شرح اعلام كرد:

۱-آموزش مهارت هاي فيزيكي- جسماني براي ورود به مدرسه:مانند نظافت شخصي، محافظت از خود و…

۲-آمادگي عاطفي – اجتماعي

۳-استفاده از وسايل كمك آموزشي مناسب براي آموزش صحيح و عملي به كودكان

۴-آموزش زبان (زبان مادري و زبان دوم) با استفاده از بهترين شيوه آموزشي

۵-آموزش مهارت برقراري ارتباط با ديگران و ارتقاي سطح توانايي هاي شناختي و اطلاعات عمومي كودكان شامل اطلاعات هنري، فرهنگي، علمي، اجتماعي و…۹۵ درصد كودكان زير ۶ سال كشورهاي پيشرفته دنيا تحت پوشش خدمات آموزشي قبل از دبستان قرار دارند و در ژاپن ۹۸ درصد و در ويتنام ۵۰ درصد است در حالي كه در ايران تنها ۷ درصد كودكان را شامل مي شود.

ويژگي هاي مهدكودك خوب:روان شناسان معتقدند كه در يك مهدكودك خوب بايد نسبت مربيان به كودكان ۱ به ۳ باشد.علاوه‌براين، فضاي مناسب براي بازي‌كودكان‌وجود داشته باشد و بچه ها درگروه هاي كم تعداد بازي كنند. مربيان بايد در زمينه رشد كودك و تعليم و تربيت او خوب آموزش ديده باشند و بازي هاي مناسبي را براي كودكان تدارك ببينند.جدي گرفتن نقش مهد كودك ها در تربيت كودكان: انسان موجودی اجتماعی است، از زمان تولد تا واپسین دم حیات نیازمند دیگران است. در جامعه زندگی می کند، از آن تأثیر می پذیرد و بر آن تأثیر می گذارد.کانون خانواده ، نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد و می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد.در محیط های اجتماعی نظیر مهدکودک، نهادهای دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانواده ها کاسته و بر نقش این کانون ها در الگودهی به شخصیت کودک افزوده می شود.مهد کودک ، برای بچه ها عموماً جذابیتی بیش ازخانه و خانواده  دارد و نیز نقشی بسیار اساسی و مهم درتربیت کودکان ایفا می کند. بنابراین برای به ثمر نشستن این نهال های ترد و شکننده و کمک به رشدِ صحیح آنان باید محیطی امن و عاری از هر انحرافی برای تربیت آنان فراهم ساخت. تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است. اگر مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند. بسیاری از کودکان با رشد روزافزون تعداد مادران شاغل، بیش از نیمی از روز خود را در مهدها سپری می سازند و رفتارها، ارزش ها و الگوهای بسیاری را از این مکان ها کسب می کنند، حال این مربیان و مسئولان مهدها هستند که باید ضمن عنایت به وظیفه خطیرتعلیم و تربیت و بهره گیری از شیوه های مثبت و کارآمد، در ساختن نسل آتی کمر همت ببندند.  

در تربیت اجتماعی به کودکان چه بیاموزیم ؟

۱-آگاهی با آداب و معاشرت ، تشریفات و آداب و سنن اجتماعی مثل بدرقه و استقبال

۲-پذیرش مسئولیتهای اجتماعی و شرکت در فعالیتهای اجتماعی

۳-نحوه شرکت در مجامع ، متکلم وحده نبودن درجمعها

۴-مقابله با نیازهای اجتماعی

۵-عدم افراط و تفریط در رابطه با دیگران

۶-رعایت حقوق دیگران

۷-گوش دادن به سخنان و استدلال دیگران ، عدم قطع حرف افراد

۸-خوشرویی و خوش رفتاری با مردم, تواضع در برابر مردم

۹-تزکیه نفس

۱۰-حفظ بهداشت و آراستن خود برای ورود به اجتماعات

۱۱-به حساب آوردن ارزش دیگران و قبول موفقیت دیگران

۱۲-روحیه مناسب برای همکاری با دیگران( برداشتن روحیه رقابت)

۱۳-احترام به انسانیت

۱۴-گوش دادن به نظرات

۱۵-پذیرش مسئولیت رهبری در کارهای گروهی

۱۶-آگاه کردن برای مواجهه با مسائل زندگی , تفاهم ها , تضادها اساس آموزش این گونه مسائل درخانه و ازطریق رفتار والدین و همچنين در مهدكودك ها و مدارس از طريق آموزش مستقیم است .

خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری  به پدران و مادران توصیه می کند که از همان آغاز کودکان خود را به کار و فعالیت وادار سازند تا با سردی و گرمی زندگی اجتماعی آشنا شده ، در بزرگی از مشکلات اجتماعی نهراسیده راه گریز در پیش نگیرند و برای زندگی اجتماعی آمادگی داشته باشند .

نتيجه گيري : در پايان بايد متذّكر شويم كه مهد كودك نبايد تبديل به يك محل اجباري مثل مدرسه شود كه كودك هر روز صبح زود مجبور باشد از خواب بيدار شود و به آن جا برود و اين موضوع او را اذيت كند . كودك مي تواند در هفته ۳ روز به مهد كودك برود ، بهتر است رفت و آمد در ساعات مشخص باشد تا بدين گونه نظم را هم ياد بگيرد . با اين كه مهد كودك جاي تعليم و تربيت و محبت پدر و مادر را نمي گيرد ولي مي تواند در رشد شناختي و اجتماعي كودكان تأثير قابل توجهي داشته باشد . به هر حال در شرايط كنوني كه نياز به حضور فعال تر و مؤثرتر خانم ها در فعاليت هاي گوناگون اجتماعي به شدّت محسوس است ، نقش و كاركرد مهدهاي كودك در تربيت فرزندان و آموزش اجتماع پذيري به آنان بيشتر اهميت يافته است . از اين رو بايد استانداردهاي لازم براي فعاليت اين اماكن فرهنگي از سوي مسئولان مربوطه تعيين و تبيين شود تا از سويي مهد كودك ها ملزم به رعايت اين استانداردها براي ادامه فعاليت شوند و از سوي ديگر خانواده ها با آگاهي از ضوابط ، مراكز مناسب را براي سپردن فرزندانشان شناسايي كنند .